راستی یعنی راستگویی،یکرنگی،روراستی!
حرف دل
هرکنکوری کارشناسی یاارشدیاهرچی دیگه ای! قبلش که هیچی هرچی جزوه وکتاب وتست داری گیرمیاری وبه معنای واقعی خودتومی کشی ازبس خرمیزنی ازهمه چیت میزنی وهرچی به کنکورنزدیک ترمیشی استرست بیشتره آخه سرنوشتت می خوادمعلوم بشه همش می گی اگه قبول نشم چی میشه پسرامیرن سربازی دختراهم.... بعضی هاتوفکرشون می گن اگه قبول نشم خودموبکشم یاازخونه فرارکنم چه شاگرداولایی می شناسم که توکنکورشکست خوردن چه بااستعدادهایی که شکست خوردن وچه بی استعدادهایی که موفق شدن!واینطوری علم دانش آموزاودانش جوهامحک می خوره! نظرشمادراین باره چیه؟ آنقدرد ستگاه حکومت وقت(معاویه) تبليغ بد برعليه علی کرد ه بود که وقتی علی درموقع نمازوبرسجده ضربت می خورند مردم آندوره گفتند مگرعلی هم نمازمی خواند؟!! درزمان خود مان هم همين طوراست!آيابه نظرشماتقليد کارميمون نيست؟!! من نمی دونم کی راس می گه کی دروغ پرونده کی سیاهه کی سفیدهرکی یه چیزی می گه ولی به نظرشمااین پرونده سیاه متعلق به کیهههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! بانگاه خوداشاره گرنشسته اید برجهان مانظاره گرنشسته اید ای ستاره هااگربه من مددکنید جوربیکرانه وبهانه خوشتراست نازوعشوه های زیرکانه خوشتراست ای ستاره هاچه شدکه برلبان او سرنهاده ام به روی نامه های او جستجوکنم نشانی ازوفای او کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید تاکه کام اوزعشق خودرواکنم زین سپس به عاشقان باوفاکنم ای ستاره هاکزآن جهان جاودان ای ستاره ها،چه شدکه اومرانخواست؟ پس دیارعاشقان جاودان کجاست؟ نگه دگربه سوی من چه می کنی؟ چودربررقیب من نشسته ای به حیرتم که بعدازآن فریبها توهم پی فریب من نشسته ای به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا که جام خودبه جام دیگری زدی چوفال حافظ آن میانه بازشد توفال خودبه نام دیگری زدی برو...برو...به سوی او،مراچه غم توآفتابی...اوزمین...من آسمان براوبتاب زانکه من نشسته ام به نازروی شانه ستارگان براوبتاب زانکه گریه می کند دراین میانه قلب من به حال او کمال عشق باشداین گذشتها دل تومال من،تن تومال او توکه مرابه پرده هاکشیده ای چگونه ره نبرده ای به رازمن؟ گذشتم ازتن وزانکه درچهان تنی نبودمقصدنیازمن اگربه سویت این چنین دویده ام به عشق عاشقم نه بروصال تو به ظلمت شبان بی فروغ من خیال عشق خوشترازخیال تو کنون که درکناراونشسته ای تووشراب ودولت وصال او ! گذشته رفت وآن فسانه کهنه شد تن توماندوعشق بی زوال او ! فروغ فرخزاد خلاصه اینکه مانفهمیدیم چراآدماازدواج می کن البته اگه کسی کسیودوست داشته باشه دوست داره تاهمیشه پیشش باشه وباهم باشن رازاین حلقه زر رازاین حلقه که انگشت مرا اینچنین تنگ گرفته است به بر رازاین حلقه که درچهره او این همه تابش ورخشندگی است مردحیران شدوگفت: حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغاکه مرا بازدرمعنی آن شک باشد سالهارفت وشبی زنی افسرده نظرکردبرآن حلقه زر دیددرنقش فروزنده او روزهایی که به امیدوفای شوهر به هدررفته هدر زن پریشان شدونالیدکه وای وای این حلقه که درچهره او باهم تابش ورخشندگی است حلقه بردگی وبندگی است فروغ فرخزاد یه آهنگ ازهایده هست به نام سوغاتی من وقتی گوش میدم دیوونه میشم خیلی قشنگه البته شکیلاهم خوندش ولی هایده خیلی بااحساس می خونه کلاشعرخیلی بااحساسیه! شعرشومی نویسم امیدوارم خوشتون بیاد وقتی میای صدای پات ازهمه جاده هامیاد انگارنه ازیه شهردورکه ازهمه دنیامیاد تاوقتی که دروامیشه لحظه دیدن می رسه هرچی که جاده است روزمین به سینه من می رسه آه ای که تویی همه کسم بی تومی گیره نفسم اگه توروداشته باشم به هرچی می خوام می رسم به هرچی می خوام می رسم وقتی تونیستی قلبمو واسه کی تکراربکنم گل های خواب آلوده روواسه کی بیداربکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من می تونه بدونه توزنده باشه ای که تویی همه کسم بی تومی گیره نفسم اگه توروداشته باشم به هرچی می خوام می رسم عزیزترین سوغاتیه غبارپیراهن تو عمردوباره منه دیدن وبوییدن تو نه من توروواسه خودم نه ازسرهوس می خوام عمردوباره منی توروواسه نفس می خوام ای که تویی همه کسم بی تومی گیره نفسم اگه توروداشته باشم به هرچی می خوام می رسم به هرچی می خوام می رسم وقتی میای صدای پات ازهمه جاده هامیاد انگارنه ازیه شهردورکه ازهمه دنیامیاد تاوقتی که دروامیشه لحظه دیدن می رسه هرچی که جادست روزمین به سینه من می رسه آه ای که تویی همه کسم بی تومی گیره نفسم اگه توروداشته باشم به هرچی می خوام می رسم ای که تویی همه کسم بی تومی گیره نفسم اگه توروداشته باشم به هرچی می خوام می رسم آيتالله جناتي در كوچه پسكوچههاي قم، جايي ميان همهمه شهري كه جا به جا، بيت يكي از آياتعظام را در دل خود دارد، بيت آيتاللهالعظمي محمدابراهيم جناتي يكي از بيوت قمنشينان است كه درش روي همه باز است، از مقلداني كه براي ديدار و استفتاء ميآيند تا گروهعلماي عرب يا مسيحياي كه هر بار از گوشهاي از جهان به ديدار آيتالله ميآيند و او را بيشتر با شهرت و تخصصاش در بررسي و واكاوي اديان و مذاهب ميشناسند. خودش ميگويد: <علماي ديني بهجز مصر، از تمام كشورهاي عربي و اروپايي و حتي آمريكا براي مذاكره و بحث در مباحث ديني به اينجا ميآيند و هميشه باب گفتوگو باز است.> آيتالله جناتي كه از چهرههاي سرشناس و نوانديش ديني است كه بهخصوص در حوزه حقوق و جايگاه زنان در اسلام، محل مراجعه فعالان امور زنان و علاقهمندان به موضوع بازنگري در قوانين منبعث از فقه اسلامي است. آيتالله جناتي از معدود مراجعي است كه <مرد بودن> را در مرجعيت تقليد شرط نميداند و اساسا تاثير جنسيت را بر احراز موقعيتهاي معنوي و امتيازات مادي جايز نميداند. در يكي از آخرين روزهاي برفي سال گذشته ميهمان بيت ايشان بوديم و در حالي كه برف كوچه را پر كرده بود، به گفتوگو درباره حوق زنان و ضرورت بازنگري در قوانين نشستيم. كوچه را صداي دستگاههاي برفروب شهرداري قم پر كرده بود و آيتالله جناتي به كنايه ميگفت: <كوچههاي علماي دولتي زودتر برفروبي ميشوند.> حضرت آيتالله جناتي در آستانه دور تازهاي از انتخابات رياستجمهوري قرار داريم و ميدانيد كه سالها است بر سر رياستجمهوري زنان بحث است و عدهاي با استناد به كلمه <رجال سياسي> كه در قانون اساسي آمده با آن مخالفت ميكنند. آيا حضرتعالي به عنوان يك مجتهد صاحب فتوا، رياستجمهوري زنان را مجاز ميدانيد؟ برای جواب این سوال وبقیه سوالامی تونین برین به ادامه :
خودمم حالم بدمیشه ولی خب دیگه یه واقعیت زندگیه که بایدراجع بهش حرف زد!بازامتحانومیشه تحمل کردولی وای ازکنکور....!
ازامتحان شروع می کنم مثلاشب امتحان واااااااااای اگه درساتوازقبل مثله بچه های مثبت خونده باشی که هیچی راحتی الان یه مرورمی کنی واسترس هم نداری ولی اگه مثه من همه روگذاشته باشی براشب امتحان که هیچی بدبختی تندتندمی خونی بااسترس هی هم می گی وای چه سخته چه زیاده وای اگه حالت بدباشه یامریض باشی که دیگه هیچی اون درس روحتماافتادی تازه چندتاامتحان تویه روزداشته باشی
خلاصه صبح میشه وبااسترس تموم درحالی که حس می کنی همه چی یادت رفته میری سرجلسه بعدش می گی آخیش راحت شدم
البته تاوقتی که نمره هارونزدن بعداین برگه معلوم نیس کی صحیحش کنه چه طوری صحیحش کنه استادازتوخوشش بیادنیاداستادکلاحال کنه نمره بده یانه آخرش نمره مابه همه اینابستگی داره وآخرشم یه نمره ای میاری وتموم اگه افتادی ترم بعداگه نه که هیچی ....کلاروسرنوشتت تاثیربزرگی نداره ولی وووووووووووااااااااااااییییی ازکنکور
افکارزیادی به ذهنت میادوبازم می خونی تااینکه روزکنکوردرحالی که داری ازاسترس می میری میری سرجلسه وسوالهایی می بینی که تاحالاندیدی
موندی این سوالاروازکجاشون دراووردن
آخه توهرچی کتاب وجزوه که توخوندی نبوده واینجوری سرچندساعت... سرنوشت تورقم می خوره!
![]()
ولی این موضوع برام جالب بود!که:
![]()


فقط می دونم کی خوشگلتره
هردوخاکسترین هیچ کدوم سیاه یاسفیدنیستن(رنگ پوستونمی گما
)
برای شادی روحش صلوات![]()

ای ستاره هاکه برفرازآسمان

ای ستاره هاکه ازورای ابرها
آری این منم که دردل سکوت شب
نامه های عاشقانه پاره می کنم
دامن ازغمش پرازستاره می کنم
بادلی که بویی ازوفانبرده است
درکناراین مصاحبان خودپسند
ای ستاره هاچه شدکه درنگاه من
دیگرآن نشاط ونغمه وترانه مرد
آخرآن نوای گرم عاشقانه مرد
جام باده سرنگون وبسترم تهی
سرنهاده ام که درمیان این سطور
ای ستاره هامگرشماهم آگهید
ازدورویی وجفای ساکنان خاک
ای ستاره ها،ستاره های خوب وپاک
من که پشت پازدم به هرچه هست ونیست
لعنت خدابه من اگربه جزجفا
ای ستاره هاکه همچوقطره های اشک
سربه دامن سیاه شب نهاده اید
روزنی به سوی این جهان گشاده اید
رفته است ومهرش ازدلم نمی رود
ای ستاره ها،ستاره ها،ستاره ها
* فروغ فرخزاد
مثله ترشیده یعنی فاسدوکپک زده
خب بحث ماهم همینه ترشیده!ترشیده مثه ماست ترشیده یاهرغذایی که ترش بشه بهش می گن ترشیده البته زیادم بدنیستامن ماست ترش دوس دارم
می گم مگه آدماهم فاسدمی شن؟
یعنی ترش می شن؟خب آدم عصبانیومی گن ترش کرده یاترشرو
ولی این بیشترسرخ کرده
به آدماترشیده هم می گن؟مگه آدم خوردنیه که ترشیده بشه آخه هرچیزخوردنی که فاسدبشه می گن ترشیده پس چرابه دختراوقتی ازدواج نکردن می گن ترشیده
پس چرابه پسرانمی گن ترشیده؟
پسراهمینجوریشم ترشیدن
مگه دختراغذایایه چیزخوراکی هستن که فاسدبشن؟اصلاچرابه یه انسان لقب فاسدمی دن؟فاسدیعنی آدم بدولی یعنی دختری که ازدواج نکرده وسنش ازیه حدی گذشته(به قول بعضیادخترکه رسیدبه بیست بایدبه حالش گریست)ترشیده یعنی فاسده یعنی آدم بدیه؟یااینکه دیگه به دردخوردن نمی خوره وبایددورش انداخت؟اگه هدف خوردنه همون بهترکه ترشیده شن وغیرقابل خوردن!!من که اینوترجیح می دم
شماچی؟ترجیح میدین خورده بشین؟یاترشیده؟مگه غذاییییییییییییییییییم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!![]()

برااینکه بچه داربشن نسلشون باقی بمونه یابرای نیازجنسی؟!پس چه فرقی باحیوونادارن؟!نمی خوام بازجواب تکراری بشنوم پس لطفاحرفای تکراری نزنین که حرف خودتون نیست حرف دیگرانه!
مثلاازپسراشروع می کنم پسره درسشوخونده یه کارپول درآریم داره خونه وماشینم داره چی کم داره فقط یه زن پس مامانش دست به کارمیشه چرا؟شایدازخونه مامانش خسته شده دسپخت مامان جونش براش تکراری شده هوس غذای شوروسوخته یابالعکس نپخته وبی نمک به سرش زده؟
خب دیگه شایدم می خوادخونشوعوض کنه ومثلامستقل بشه ویه زنم لازم داره که کارای خونه روانجام بده یامثه مامانش دوسش داشته باشه چمی دونم والله من که پسرنیستم خوشبختانه!
خلاصه خودشم نمی فهمه چه جوری واصلاچراازدواج کرد!حالامی ریم سراغ دخترای بیچاره که بعدازاینکه فارغ التحصیل شدن ونشستن توخونه نمی دونن چی کارکنن وقتی می بینن همه دوستاشون ازدواج کردن وازصبح تاشب هرکی می بینش می گه دیگه وقتته وداری می ترشی توخونه هم که به همه کاراش گیرمیدن چاره ای به جزازدواج براش نمی مونه که درواقع ازچاه به چوله می افته!حالابریم بعدازدواج بعدش اگه هم دیگه رودوس داشته باشن اگه!!یه چندسالیوخوشن بعدش کم کم ازهم دیگه خسته ومی شن روابط سردمیشه باهم حرف هم نمی زنن فقط تویه خونه باهم زندگی می کنن هرکی سرش توکارخودشه هم دیگه روتحمل می کنن وبه زوربه هم وفادارمی مونن نمی دونم چرا؟!وخدامی دونه توذهنشون چندباربه هم دیگه خیانت کردن وچندبارعاشق شدن!اگه جرات داشته باشن هم میرن دوست پسرودوست دخترپیدامی کنن
توهمین حین یه هوبچه دارمیشن چه ربطی داشت نمی دونم والله!
بچه بیچاره بی خبرازهمه جابه دنیامیادیه سالیوزن وشوهربازباهم خوب می شن بعدش دوباره روز ازنوروزی ازنونه که خیلی همودوست دارن به هم محبت می کنن می تونن به بچه هم محبت کنن بعضی هاهستن که به بچه خودشونم حسودیشون میشه!این شد زندگی وتشکیل خانواده!!خلاصه اینابه زوربه هم وفادارمی مونن نمی دونم کی مجبورشون کرده!وبچه بیچاره معلوم نیست چی ازآب دربیاد!!
خب این یه دلیل قانع کننده است براازدواج البته اگه به هم دروغ نگن وبراهم نقش بازی نکنن بازم خدامی دونه درآینده چی بشه!!نظرشماچیه؟؟!!


تقدیم به هیشکی!![]()

ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


